توضیحاتی در مورد آهنگ های وبلاگ

 

آهنگ 1:

نفس – فریدون مشیری

گیتار: دریا- آرمیک

 

 

نفس مي زند موج

نفس مي زند موج

ساحل نمي گيردش دست

پس مي زند موج .

فغاني به فرياد رس مي زند موج !

 

من آن رانده مانده بي شكيبم

كه راهم به فريادرس بسته

دست فغانم شكسته

 

زمين زير پايم تهي مي كند جاي

زمان در كنارم عبث مي زند موج !

 

نه در من غزل مي زند بال

نه در دل هوس مي زند موج .

 

رها كن ، رها كن

كه اين شعله خرد چندان نپايد

يكي برق سوزنده بايد

كزين تنگنا ره گشايد

كران تا كران خار و خس مي زند موج !

 

گر اين نغمه ، اين دانه اشك

درين خاك ، روئيد و باليد و بشكفت

پس از مرگ بلبل ببينيد

چه خوش بوي گل در قفس مي زند موج !

 

 

 

آهنگ 2:

سیب – حمید مصدق، فروغ فرخزاد

گیتار: Another life جمال ظهوریان

 

 

تو به من خندیدی و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلود به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز،

سالهاست که در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت!

 

حمید مصدق

 

 

“جواب زیبای فروغ فرخ زاد به حمید مصدق”

 

من به تو خندیدم

چون که می دانستم

تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی

پدرم از پی تو تند دوید

و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه

پدر پیر من است

من به تو خندیدم

تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم

بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و

سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک

دل من گفت: برو

چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را….

و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام

حیرت و بغض تو تکرار کنان

می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت!

 

 

 

آهنگ 3:

کوچه – فریدون مشیری

گیتار: A Road to Dream – جمال ظهوریان

 

 

بي تو ، مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم !

 

در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد

باغ صد خاطره خنديد

عطر صد خاطره پيچيد

 

يادم آيد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم

پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

 

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت

من همه محو تماشاي نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ريخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

 

يادم آيد : تو بمن گفتي :

ازين عشق حذر كن !

لحظه اي چند بر اين آب نظر كن

آب ، آئينه ی عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است

باش فردا ، كه دلت با دگران است

تا فراموش كني ، چندي ازين شهر سفر كن !

 

با تو گفتنم :

حذر از عشق ؟

ندانم

سفر از پيش تو ؟

هرگز نتوانم، نتوانم!

روز اول كه دل من به تمناي تو پَر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم

تو بمن سنگ زدي ، من نه رميدم ، نه گسستم

باز گفتم كه : تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم، نتوانم … !

 

اشكي از شاخه فرو ريخت

مرغ شب ناله ی تلخي زد و بگريخت !

اشك در چشم تو لرزيد

ماه بر عشق تو خنديد

 

يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم

نگسستم ، نرميدم

 

 

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شب هاي دگر هم

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم !

بي تو ، اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم

 

 

 

آهنگ 4:

اشتیاق – فریدون مشیری

گیتار : Passenger – جمال ظهوریان

 

 

 

بگذار سر به سینه‌‌ی من تا که بشنوی


آهنگ اشتیاق دلی دردمند را


شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق


آزار این رمیده‌ی سر در کمند را

 

بگذار سر به سینه‌ی من تا بگویمت


اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست


بگذار تا بگویمت این مرغ خسته‌جان


عمریست در هوای تو از آشیان جداست

 

دلتنگم آنچنان که اگر ببینمت به کام


خواهم که جاودانه بنالم به دامنت


شاید که جاودانه بمانی کنار من


ای نازنین که هیچ وفا نیست با مَنَت

 

تو آسمان آبی آرام و روشنی


من چون کبوتری که پَرَم در هوای تو


یک شب ستاره‌های تو را دانه‌چین کنم


با اشک شرم خویش بریزم به پای تو

 

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح


بگذار تا بنوشمت ای چشمه‌ی شراب


بیمار خنده‌های تو‌ام بیشتر بخند


خورشید آرزوی منی گرم‌تر بتاب

 

 

نکته!

همه ی آهنگ ها با صدای خودم بود.