- بالرحمن-

امسال سال بلوا بود. این که می‌گویم امسال منظورم یک سال شمسی یا قمری یا هر طور گردش زمین به دور خورشید نیست. سالی است که برای بعضی کش آمده و دوازده ماه را هم رد کرده، و برای بعضی دیگر چیزی در حدود هفت، هشت ماه طول کشیده. برای من هر روزش دارد یک سال می‌گذرد، در پیچ و خم هزارراه مغزم.

کتاب آقای معروفی را که می‌خواندم، مسافری بندانگشتی می‌شدم در جیب پیش‌سینه‌ی نوشا. با قدم‌هایش در کوچه‌ها بالا و پایین می‌رفتم و جهانی را می‌دیدم که پیش از آن ندیده‌بودم. جایی میان تاریخ و خیال. جوی باریک وسط کوچه‌، درهای چوبی، کوزه‌ها، سیاهی، تب و چوبه‌ی دار. جهان من در آن سال‌ها فقط توی سرم سیاه بود. حالا از سیاهی بیرون فقط جوی‌ خون در آب باریکه‌ها و چوبه‌ی دار در میدان اصلی را کم داشتیم، که داریم.

دیگر هر کس می‌تواند سال بلوای خودش را بنویسد. یکی از صدای تکرارشونده بمب‌ها و پرتابه‌های آخر شب‌های نوروز بگوید، دیگری از لرزش شیشه‌های چسب‌خورده پنجره‌ها و زیر پتو رفتن‌ها، آن یکی از دروغ‌هایی که از آتش بازی‌های سال نو برای کودکش گفته. من اما اگر بخواهم چیزی بنویسم، از فروپاشی حرف میزنم. از لحظه‌ی انسداد تمام سرگذشت‌ها؛ آن‌جا که هیچ تجربه‌ای جوابی روشن برای «چه باید کرد؟» نداشت و هر پاسخی مسکنی بود موقت بر ناشناسی آینده. من از جوانه زدن امید -‌ به هوای آفتاب- در گلدان شنی حرف می‌زنم و خشک شدنش در شعله‌های سوزان همان نور. از دست و پا زدن غریقی آویخته به تخته چوبی در سیل بی‌وقفه و ویران‌گر.

من در سال بلوای خودم مثل نوشا سیال زمان و مکان امروز نیستم. میخکوب و متحیرم. پاهایم روی زمین نیست. انگار روی سطحی شکننده بناشده بر حفره‌ای بزرگ باشم و هر آن ممکن باشد که زیر پایم خالی شود. خیلی‌ش هم ریخته‌است و تنها چند قلوه‌سنگ لرزان باقی‌مانده که به التماس نگهشان داشته‌ام، به امید ترمیم زیربنا. به همه آن‌چه می‌دانستم هم شک کرده‌‌ام. وسط مرداد گرم گند رعشه به جانم افتاده و چشمم به آفتاب است، که چشمم را روشن کند و راه‌نما باشد، اگر کور نشوم. تنها اگر فقط کور نشوم.

پ.ن: هر چه که می‌گویم، تنها روایتی تقلیل یافته از واقعیت است. هیچ کدام از چیزهایی که در ذهنم گذشته‌اند تماما شبیه چیزی که نوشته‌ام نیستند. الکن و لالم و در ولایتی غریب می‌خواهم با اشارات چیزی را به ناشناسی بفهمانم.

Narge30، شنبه دهم مرداد ۱۴۰۵، 22:53 |

template design by: e.vakili